سيد محمد كمره اى

14

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

هم مىگفتم تائيد اين عقيده و روش شما را خواهم نمود . در اين [ باره ] صحبت كردند . پشيمان شدند . بعد قرار شد چند نفر ديگر را در جلسه ديگر آقاى اقتدار الدوله ، منزل خودش عصر دوشنبه 15 دعوت نمايد . مجلس متفرق [ شد ] ساعت شش به منزل آمده ، شام نان ، پنير و سبزى خورده ، خوابيدم . سوء استفاده وثوق الدوله از اوضاع بد ايران صبح پنجشنبه 11 رجب . - دو [ ساعت مانده ] به ظهر منزل آقاى مرآت الممالك رفته ، آقاى افجه‌اى و پرويز زودتر رفته بودند . قدرى صحبت از اوضاع بدبخت ايران بود ؛ وثوق الدوله موقع [ را ] مغتنم شمرده ، چون نغمات مردم براى انفصال سفراى خارج و عزل حكام بلند است ، از مفخم الدوله چهارده هزار تومان به توسط تلگراف رمزى كه مشار الملك به او كرده گرفته و ابقاى سفارت او را در پطروگراد نموده ، با ساير حكام ايالات ايران هم مشغول است ، همين كار را مىكند ؛ ماهى شش هزار تومان حقوق دولتى مىگيرد ، سه هزار تومان به جهت رياست وزراء و وزارت خارجه . تهديدات دواتگر عصر پنجشنبه . - در خانه مشغول تقسيم نوشته‌هاى آذربايجان بودم ، آقا كريم دواتگر آمده به قدر نيم ساعت [ از او ] عذر خواسته كه كارى دارم ، نوشته‌ها را نوشته ، فرستادم . بعد از احوالپرسى و بيان قدرى از فعاليت‌ها [ ى ] خودش با كمال صميميت ، و صدمات وارده به او در راه وطن‌پرستى ، گفتند كه ما بايد تشكيلات را بدهيم و البته شما بايد همراهى و . . . « 1 » همان صحبت‌هاى ساير رفقايش با بنده و بنده با آن‌ها « 2 » به ميان آمد . بنده بالاخره با كمال ملايمت عذر خواسته . [ او ] بعد از يأس از بنده بناى كلمات تهديدى را گذاشت كه من آمده‌ام به شما بگويم كه اگر با ما همراهى نكنيد شما را بايقوت [ بايكوت ] خواهيم كرد ، هيچ‌يك به شما سلام نمىكنيم ، جواب سلامت را نمىدهيم ، وعده‌ات نمىگيريم ، به وعده‌ات نمىآئيم . گفتم من هم شماها [ را ] بايقوت مىكنم . گفت :

--> ( 1 ) . نقطه‌چين در اصل . ( 2 ) . يك كلمه ناخوانا .